تبليغاتX
برکه دوبووار
1
 هميشه بايد حتما توي يه موقعيت قرار بيگريم تا متوجه كنه مساله بشيم. اين به تربيت ما بر مي گرده يا هر چيز ديگه ، فرقي نمي كنه. مهم اينه كه من الان توي چنين موقعيت هايي قرار گرفتم كه تا قبل از اين سر در نمي اوردم ازشون.
و هر روز به كشفيات تازه اي مي رسم كه هرچند ممكنه چندان تازه و نو نباشن.حداقلش اينه كه ديد منو وسع تر مي كنه به زندگي. ولي واقعا چرا نبايد بتونيم موقعيت هايي وراي ذهن مون رو تجربه كنيم و بريم تو دلشون تا بلكه كمي خلاقيت مون گل كنه؟

2
چقدر خوبه كه اهواز شمال دبي هست. چراشو بگذريد.

3
به يه قاتل كودك درون شديدا نيازمنديم. واقع مي شه كشتش؟

4
خواستن توانستن است يا توانستن ،‌خواستن است؟

5

6
هر شماره كه نبايد چيز نوشت...براي شماره ي 5 در كامنت دوني بازه ....البته اختيار ثبت يا حذف كامنتها كاملا در اختيار خودمه....
+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آذر1387ساعت 22:14  توسط فرزانه  | 

1 شمارش معكوس شروع شد.

2  يعني ممكنه؟ البته اگه خدا بخواد.

3  اگه شد ممكنه ديگه ننويسم. بااين خدا كنه كه بشه.

4  عاشقيت يادم رفته . دارم بيدارش مي كنم.

5  از انتظار بدم مي آد . با اين حال شيرينه .

6 ....

7  به اميد....
+ نوشته شده در  شنبه 23 آذر1387ساعت 23:32  توسط فرزانه  | 

1
لحظه هايي هست كه بدون هيچ تعيني ،‌ عرش رو مي شه تجربه كرد. با عينيت شون چقدر قرار سر مست بشيم؟

2
خواهش هاي نا تمام ما
يك روز در وراي اين جهان
آيا پرسشي ديگر هست؟

3
نه خوش بينم نه بد بين.سر سپردم.هنوز اما دل رو نه.

4
براي اثبات ، گاهي سكوت بهترين سنده .

* عنوان كتابي از آنا گوالدا
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آذر1387ساعت 8:56  توسط فرزانه  | 


من  با هيچكي قهر نمي كنم . فقط گاهي بعضي از آدمها رو خط مي زنم. تا حالا هم فقط يه نفر رو خط زدم. كه بعيد مي دونم واقع آدم باشه .
 به هر حال شوخي جالبي نبود.
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت 19:37  توسط فرزانه  | 

1
 باران كه مي بارد تو مي آيي....

2
اعوذ بالله من الشر شيطان رجيم ....

3
 باران كه مي بارد تو در راهي....

4
ان شاالله يعني اگر خدا بخواهد...

5
از لحظه هاي تشنه ي امداد...

6
مسلمون چه واقعي چه غير واقعي يعني تسليم محض....

7
تا روزهاي با تو باراني...

8
هم تسليم هم توكل.... انگار كه خدا وكيل باشه....
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آذر1387ساعت 6:43  توسط فرزانه  | 

 ساعت 1 كه از تشنگي بيدار شدم ، حس بلند شدم نداشتم. تا اينكه با يه خواب عجق و وجق از خواب پريدم. ساعت4:51. يه زوري ،‌يه نيرويي وادارم كرد پاشم . كنجكاو شدم ببينم اذان رو گفتن يا نه . كمتر شده كه واسه نماز صبح بيدار بشم. ولي الان...با اون خوابي كه ديدم....يكي از سايتها روزانه فال روز رو مي نويسه. خيلي معتقد نيستم ولي اين روزها حال و روز م رو هموني كه هست توصيف مي كنه . و فال امروز كاملا وصف حال خوابي بود كه ديده بودم. اذان رو نگفته . از نبود هم خونه م هم استفاده كردم و نشستم پاي دستگاه.  ... من تقاص چي رو دارم پس مي دم ؟؟؟؟؟


+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آذر1387ساعت 4:40  توسط فرزانه  | 

یه آدم !!احتمال مشکل دار چند روزی هست که با  اسم ۳ نقطه واسه من کامنت می ذاره. من اما کامنت هاشو پاک می کنم. به نظر شما کار درستی می کنم؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 آذر1387ساعت 20:23  توسط فرزانه  | 

1 امشب دارم مي رم. يه چيزي به من مي گه يه ريسكي تو اين سفر نهفته ست. اگه بتونم همه ي وكالتشو قبول كنم _ كه قبول دارم _ نبايد  بترسم.

2 راهي رو دارم مي رم كه بزرگتر ها بايد براي من مي رفتن. اگه اعتباري هست بايد سپاسگذار بود.
 
3 براي مادر خوب شدن بايد نقاط ضعف مادر خود رو شناخت. خوش به حال دختر من .

4 لبريز كه مي شه از محبت بايد بهترين افراد رو انتخاب كني براي خرج كردنش. كي از مادر بهتر؟ نزديگتر و لايق تر؟

5  جدي شدن يه قضيه ، با همه ي ناشناخته هاش حس خوب تعلق رو به آدم مي ده. از اين سكوت پر بار و پر توجه خوشم مي آد.

6  دنبال يه جمله اي مي گردم كه لب مطلب رو بيان كنه. نيست . شايد يكي دو كلمه ش رفته باشه سفر.

7 " نگران نباش . " پر محبت ترين جمله ا يه  كه شنيدم.


+ نوشته شده در  یکشنبه 3 آذر1387ساعت 9:53  توسط فرزانه  | 

1 سينماي مجاني :: عصر جمعه اي رفتم پشت بوم. رنگ بازي يه خوشگلي بود تو آسمون. در حدمحشر. يه خط پرتقالي ادامه ي اولين هواپيمايي بود كه ديدم. بعد كه خوب گشتم 4 تاي ديگه هم پيدا كردم. يكي شون از اين كوچيكاي آزمايشي / آموزشي بود انگار.

2 من كرم bio specific ‌مي خوام. همين الان. مارك ايو روشه.

3 يه جرقه ي كوچيك....بزن....روشن شو....خواهش مي كنم... لازمت دارم....

4 دلم مي سوزه . براي اونايي كه نمي تونن خوب بودن رو با همه بدي ها تجربه كنن. ( فرزانه به شدت آدم غير قابل تحملي هست ولي درك مناسبي از خوبي ها داره. بنابراين با تمام بد بودن لحظات ناب سرخوشي رو مي تونه تجربه كنه )

5 نفس مي كشم .......

6 من حرف دارم . درد دارم. مغز دارم.يك مصيبت ابدي دارم. يك عشق تحريف شده . يك قلب بي نوازش و يك .....يك چي؟ خب به كسي چه كه تو چي داري چي نداري. دختره ي بي مخ!!!!!!!!!!!

7 هفت خيلي وقته توقيف شده . ارژنگ هم به دنبالش.

 
+ نوشته شده در  جمعه 1 آذر1387ساعت 16:38  توسط فرزانه  |