بچه هاي دهه ي ۵۰ نه سلطنت يادشون هست و نه تحركات انقلاب . هم سلطنت ديدند و هم انقلاب هرچند هر دو نصفه نيمه آشكار .
از بچه هاي دهه ي ۵۰ نبايد انتظار شكوفايي داشت واسه همين هي متوسل مي شيم به اينكه كي چي گفت و كي چي خوند... اين روزها تو فكر انصرافم ..تو فكر نشستن و خوندن همه ي اون كتابهايي كه بچه هاي دهه ي۴۰ و ۳۰ خوندن و شايد هم كمي آَشپزي كنم.
زمزمه ي اين روزها مه :
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
كه او يك روز پی در پی دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را ...
گِريخُم نَهُنِدن ، گِريخُم نَهُنِدن
كسي ني كه از مِ بپرسه چتن تُ
نغمه هاي جنوب
سهيل نفيسي
همه خوابيم ، حتي وقتي قدم مي زنيم در مسير زندگي مان. بيدار نيستيم . با چشم باز نمي بينيم. گاهي خيالي دور در بيداري مطلق ، ما را از خواب مي پراند . كاش بخوابيم تا هميشه بيدار باشيم.
عنوان تيتر نام آخرين فيلم بهرام بيضايي است .
۲ تصمیم جدید.
۳ خلاصه تر بهتر.
۴ گردش آدمها و روزگار.
كي با يه جمله مثل من / مي تونه آرومت كنه / اون لحظه هاي آخر / از رفتن پشيمونت كنه
صرف نظر از دوستي هاي خيابوني كه اصولا پايه و اساسي ندارند چونكه هدفشون سست هست ،آشنايي هايي كه به شناخت حداقلي مي انجامه، از دو حالت خارج نيست .
يا اين شناخت تكامل پيدا مي كنه و به نتيجه مي رسه و به كمك قرارداد اجتماعي اي به نام ازدواج تعين پذير مي شه.
يا اين شناخت به هر دليلي قيچي مي شه . از بين نمي ره اما وسوسه ي تداومش طرفين رو درگير مي كنه. احساس با تمام نيرو وارد مي شه . عقل هم بستگي به سن و سال طرفين ، بي طرف باقي نمي مونه. جدال عقل و احساس ، تعليقي رو ايجاد مي كنه پر هيجان . و چون هدفمندي اي در كار اين نوع رابطه نيست و البته پايبندي به اعتقادات در طرفين رابطه، نويزمي فرسته ، در يك ملاقات تعيين كننده _ چه رو در رو و چه كلامي _ تكليف رابطه مشخص مي شه .
/دلگيرم از اين شهر سرد / اين كوچه هاي بي عبور / وقتي به من فكر مي كني / حس مي كنم از راه دور
درخواست صيغه به طور معمول از طرف آقايون مطرح مي شه. و به
هر دليلي _ به تعداد آدمها دليل مختلف وجود داره _ از طرف خانومها رد مي شه. آگاهانه
يا ناآگاهانه.
من_ فرزانه _ هيچ نظر مثبتي به صيغه ندارم. هرچند در يك
تضاد كاملا آشكار، با تعدد زوجات موافقم. (در فرصت مناسب دلايلم رو خواهم نوشت )
آخر يه شب اين گريه ها / سوي چشامو مي بره / عطر ت داره از پيرهني / كه جا گذاشتي مي پره
چرا صيغه از نظر من مطروده؟
درخواست صيغه به هر نوعي براي نزديكتر شدن هست. نزديك تر
شدن رابطه اي كه البته قراره حلا ل باشه و جاي شك و شبه اي باقي نذاره. شايد اول
مطلبم بايد اشاره مي كردم. اين متن تنها براي كسايي خوندني هست كه مسلمون زاده
هستند و معتقد به شعائر اسلام. كسي كه معتقد نيست و پايبند ، شايدنتونه درك درستي
از مطلب من داشته باشه . پس خوندنش هم توجيه عقلايي نخواهد داشت.
بايد تورو پيدا كنم / شايد هرروز تنهاتر نشي / راضي به با من بودنت /حتي از اين كمتر نشي
صيغه براي حلاليت رابطه و در ادامه نزديكترشدن يه دوستي صرف صورت مي پذيره. دوستي ، رابطه ، احساس ايجاد شده قرار چه مشكلي رو حل كنه؟ نياز هاي عاطفي و جنسي رو پاسخ بده؟ كاري به نياز جنسي ندارم . اما اگه رابطه اي بخواد نياز عاطفي يا كمبود محبت جنس مخالف رو مرتفع كنه ، بايد كه به دور از استرس باشه. وگرنه در ذات خوش منهدم مي شه. استرسي كه طرفين از هم دفع مي كنن و به نظر مي رسه كه در كنار هم آروم مي گيرن. تا كي؟ چه مدت؟ مگه آرامش مدت زمان داره؟ يه نياز هميشگي هست. بديهيه. لفظ صيغه اين آرامش رو به هم مي زنه. چون تو شيكمش واژه ي جدايي رو به همراه داره. صيغه يعني محدوديت زماني. يعني علاقه براي مدت محدود. دوست داشتن تا زمان مقرر. جمع اضداده. رابطه اي كه قراره با علاقه ادامه پيدا كنه مگه ممكنه بتونه پايانش رو متصور شد؟ اگه قراره پاياني داشته باشه اصلا چرا شروع بشه؟ در مورد آدمهاي سالم صحبت مي كنيم. نه اونهايي كه از صيغه ، حربه اي مي سازن براي مشروعيت بخشيدن به تنوع طلبي شون.
پيدات كنم حتي اگه / پروازمو پرپر كني / محكم بگيرم دستتو / احساسمو باور كني
فقط اونهايي كه طعم جدايي رو چشيدن مي دونن دل كندن از آدمي كه خودش يه روز ذره ذره محبت كرده و اهلي، چقدر مي تونه سخت باشه. چرا عاقل كند كاري كه باز آرد پشيمانيِ؟
هر رابطه اي كه منجر به ايجاد محبت بشه و نتونه پايداري ش رو حفظ كنه از ابتدا محكوم به شكسته . با نگاه قويتر بايد نوع رابطه رو بشه تشخيص داد. گرفتار كردن به دست خود جز بلاهت چيز ديگه اي نمي تونه باشه.
بهتر نيست به آرومي از كنار محبتي بگذريم كه هر چند مصرانه و عاجزانه به ش نياز داريم اما......
دل بستن كار سختي نيست . پيدا كردن آدمي كه لايق دل بستن باشه سخته و سخت تر از اون دل كندن از همين آدمه. آدمهايي كه ممكنه تو زندگي فقط 2-3 تاشونو پيدا كنيم. كي مي دونه كدوم يكي از اين 2-3 تا همون آدمي هست كه مي تونه تا آخر عمر پا به پامون بياد و خودش هم همين حس رو داشته باشه؟ كي مي دونه؟
1
چاي سبز ، به دلم نشست. بعد از آب معدني ، گواراترين نوشيدني اي هست كه تا حالا خوردم.
2
سبكسري بي دغدغه رو دوست دارم.
3
براي ادامه ي راه بايد دويد .گاهي كسالت هاي موردي براي تدوام بد نيست. نبايد نا اميد شد .
4
هواي اهواز بدجوري به سرم زده هرچند كه مي دونم بيشتر از 3-4 روز نمي تونم تحملش كنم.
5
كاهي و كوهي و ...همچنان هستي...